تبليغاتX
ایران بد روی خط داغ
دغدغه های یک روان پزشک
 

وبلاگ های من بسیار بیشتر از آن که انتقادی باشند ، آموزشی اند؛ برای شاگردان ، بیماران و مراجعانم.

من شیفته و دلبسته ی آموزش روان شناختی ( Psychoeducation ) هستم؛ این یگانه راه ممکن برای من است تا احساس کنم که من نیز به سهم خویش ، در دنباله ی راه آنان که قرار بود روزی من نیز در پاسداری از میهن همرزم و همسرنوشت شان باشم ، دارم ادای دین می کنم.

اگر مرا دگرگون خواه می دانند ، آری من دگرگون خواه هستم !

این حال و روز آشفته و پریشان روانی - جنسی ( Psychosexual ) را شایسته و در خور میهن خودم نمی دانم. برای دگرگونی ، اصلاح و ارتقای بهداشت روانی - جنسی ( سایکوسکشوال ) ایران درنگ و سستی نمی کنم.

من خود را در مبارزه با نادانی ، گمراهی ، کژراهی ( انحراف ) و فساد روانی - جنسی ژرف و گسترده ای که در ایران پیش چشم و ذهن می آید ، ایران بدی کوچک اما کوشا می دانم.

و « ایران بد » واژه ای ست که من برای « سرباز کوچک اما کوشا و فداکار میهن » برگزیده ام ؛ به امید آن که هر یک ایران بدی کوچک ، کوشا و فداکار باشیم و همواره شهیدان میهن را در طول تاریخ کهن مان پیش چشم و ذهن داشته باشیم.

آماج و آرزوی من ، سرنگون ساختن این دولت و واژگون شدن آن حکومت نیست که من خانه را از پای بست بیمار و ویران می دانم. بیماری ما ایرانیان در هویت شکل نایافته یا موزائیزمی مان است ؛ مشکل بزرگ مان فراگیری ویژگی های پر رنگ و اختلال شخصیت های کلاستر B - خودشیفته ( نارسی سیستیک ) ، مرزی - آشوب ناک ( بوردرلاین ) ، جامعه ستیز ( آنتی سوشیال ) و نمایشگر ( هیستریونیک ) - در مردمان مان است. آماج و آرزوی من ، واژگون شدن این وضعیت ناگوار و بدفرجام روانی - اجتماعی ( Psychosocial ) است.

من مشکل نخست این مملکت را رشد و پرورش هویتی - شخصیتی نادرست و بیمارگونه ی کودکان و نوجوانان ایرانی و نیز ژن های بیمارگونه ای که یادگار ماندگار سپاهیان روم و یونان و تازی و ترک و تاتار و مغول و افغان بوده و هستند ، می دانم.

برای من ، « سیاست » دنیای پست و فرومایه ای ست.

کنشگری « سیاسی » در میهن ما ، هرگز چیزی فراتر از بازیگری « سینمایی » مان نبوده و نیست !

تازه من در طی تاریخ ، چه فراوان کنشگران سیاسی را می شناسم که بسیار از لوده های فرومایه ی سیما و سینمای مان فرومایه تر بوده اند !! 

مرا به سیاست چه کار ؟!؟

سیاست و کنشگری سیاسی برای من بازیچه ای پیش پا افتاده و فرومایه است.

به قول شادروان فروغ فرخزاد ، مرا به « انقلاب مخملی » و « انقلاب مهبلی » چه کار ؟؟؟  

       

+ مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin نوشته شده در  هفدهم اردیبهشت 1388ساعت 6:49  توسط دکتر بهنام اوحدی 

 

به کدامین گناه وبلاگ های من فیلتر شده است ، دست کم بر خودم هویدا نیست !

من همواره قوانین جمهوری اسلامی ایران را در نوشته هایم رعایت نموده و خطوط قرمز را مد نظر قرار داده ام ؛ از سیاست دوری جسته ام و تنها و تنها به عرصه ی آسیب های روانی - اجتماعی ، که بزرگ ترین و خطرناک ترین تهدید برای نظام سیاسی کنونی و حتا یکپارچگی و تمامیت آبی - خاکی کشور است ، پرداخته ام.

همیشه کوشش داشته ام تا نقدهایم دانش مدارانه ، منصفانه و فارغ از هر گونه گرایش سیاسی باشد. اما گویا دولت کنونی در آستانه ی انتخابات ریاست جمهوری ، آن چنان دل نگران دوباره برگزیده نشدن است که همین نقد سالم و منصفانه - برای نمونه ، درباره ی رویکرد خطای چهار ساله اش در زمینه ی فرهنگ و هنر و به ویژه کتاب و سینما - را هم تاب نمی آورد !

هرگز بر آن نبودم تا در انتخابات ریاست جمهوری پیش رو ، مطلبی در وبلاگ هایم بنویسم و خوانندگان نوشته هایم را به رای دادن به این یا آن کس تشویق نمایم؛ اما چنان چه فیلترینگ وبلاگ هایم تا روز سوم خرداد - یادمان دلاوری های آزادمردان رهایی بخش خرمشهر - برداشته نشود ، به نشانه ی اعتراض و بر خلاف میل و تصمیم راسخ پیشین ، وارد گود انتخابات شده و از یکی از دو نامزد اصلاح طلب و فیلتر ( سانسور ) ستیز - کروبی یا موسوی - پشتیبانی خواهم نمود.

پشتیبانی ای که با توجه به فیلترینگ گسترده ی اخیر اینترنت ، تنها محدود به در عرصه ی وبلاگ های شخصی خودم و دیگر وب سایت های اجتماعی - فرهنگی نبوده و در روزنامه ها ، هفته نامه ها و ماه نامه ها نیز نمود خواهد یافت. این یگانه شیوه ی پاسخ اعتراض آمیز امثال من است که خشم و پرخاش نمی جویند و بر گام زدن بر میان بام پافشاری داشته و دارند.

من سیاسی نیستم و از کنشگری سیاسی بی زارم؛ اما گویا کارگزاران دولت نهم گویا همین دوری از کنشگری سیاسی ، رعایت خطوط قرمز نظام و وفاداری به راه آزادمردان ایثارگر را کافی نمی دانند !!

کدامین نهاد ، در ده سال اخیر ، همچون من در برابر گسترش آسیب ها و انحراف و فسادهای روانی - جنسی در ایران ، کوشا و استوار بوده است ؟!؟

این گونه فیلترینگ ، جای شرمساری فراوان دارد؛ آیا همین ااعمال محدودیت های نادرست ، گزافه آمیز و غیر منطقی ، خود از عوامل اصلی پیدایش و گسترش این گونه آسیب ها ، انحراف ها و فسادها نبوده است ؟؟؟ 

و من مشتاقانه در انتظار تجدید نظر آنان هستم که در گمان باطل خویش و دیدگاه خطا و بد گمان ( پارانوئید ) خود ، احتمالن مرا در زمره ی کنشگران « انقلاب مخملی » و یا « انقلاب مهبلی » برآورد نموده اند !!!

 در حالی که من نه انقلابی مخملی ام و نه انقلابی مهبلی !

      

این نوشته ادامه دارد ...........

+ مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin نوشته شده در  هفدهم اردیبهشت 1388ساعت 6:19  توسط دکتر بهنام اوحدی 

 

 

ويژگي هاي تصويربرداري مغز افراد دچار اختلال هويت جنسي در  مقايسه با افراد سالم

 

دکتر بهنام اوحدي 1

روانپزشک و سکسولوژیست ,بيمارستان روزبه ,دپارتمان سايکوسکشوال مرکز تحقيقات روانپزشکي و روانشناسي , دانشگاه علوم پزشکي تهران

 

دکتر محمدرضا محمدي

گروه روانپزشکي کودک و نوجوان و مرکز تحقيقات روانپزشکي و روانشناسي , دانشگاه علوم پزشکي تهران

 

دکتر الهام رحيميان

متخصص راديولوژي , مرکز ام آر آي دکتر محمد اطهري

 

دکتر فيروزه رئيسي

گروه روانپزشکي و دپارتمان سايکو سکشوال مرکز تحقيقات روانپزشکي و روانشناسي , دانشگاه علوم پزشکي تهران

 

دکتر مهدي صابري

روانپزشک قانوني , سازمان پزشکي قانوني کشور

 

دکتر محمد اربابي

مرکز تحقيقات روانپزشکي و روانشناسي , دانشگاه علوم پزشکي تهران

 

دکتر علي پاشاميثمي

استاديار پزشکي اجتماعي، دانشکده پزشکي،  دانشگاه علوم پزشکي تهران

 

دکتر مريم نوروزيان

 دپارتمان حافظه و نورولوژي رفتار مرکز تحقيقات روانپزشکي و روانشناسي , دانشگاه علوم پزشکي تهران

 

 

 

1- نشاني تماس : تهران ، خيابان کارگر جنوبي ، بيمارستان روزبه ، مرکز تحقيقات روانپزشکي و روانشناسي , دانشگاه علوم پزشکي تهران ، دپارتمان سایکوسکشوال.

 

E-mail:dr.ohadi@yahoo.com

 

هدف :هدف اين مطالعه مقايسه ي ويژگي هاي تصوير برداري مغز بيماران دچار اختلال هويت جنسي  با افراد سالم بوده است. روش : مطالعه به صورت مشاهده اي – تحليلي و با 30 نمونه در هر يک از دو گروه بيمار و شاهد که از معيارهاي ورود به مطالعه برخوردار بوده و فاقد معيارهاي خروج بوده اند و به روش غير تصادفي ساده(sequentional  ) از بيماران مراجعه کننده به بيمارستان روزبه و پزشکي قانوني، انجام شد. اطلاعات دموگرافيك چون قد و وزن و دورسر و اندکس توده ي پيکريBMI)) فرد گردآوري شده و MRI  به روش 3D FSE T2  انجام شد. داده‌هاي برآمده از Brain MRI توسط نرم افزار حجم سنجي Analyze (Mayo Foundation, Rochester) ارزيابي شده است. حجم هسته ي قرمز و حجم پارانشيم مغز[1] , (paranchyma) حجم اينترادورال[2] (intradural) , حجم مايع مغزي نخاعي  (CSF) و مساحت  کورپوس کالوزوم[3](corpus callosum) با به کار گيري آزمون هاي آماري t-test  , وضريب همبستگي پيرسون مورد تجزيه و تحليل قرار گرفت. يافته ها:تفاوت حجم هسته ي قرمز در دو گروه بيمار و شاهد معني دار بود(003/0 (p=حجم هسته ي قرمز و حجم اينترادورال  و پارانشيم مغز , دربين زنان ومردان تفاوت معني داري داشت. تفاوت معني داري بين حجم هسته ي قرمز بيماران مرد با زنان نرمال وجود نداشت(42/0 (p=ولي بين حجم هسته ي قرمز بيماران زن با مردان نرمال تفاوت معني دار بود(004/(p= .نتيجه گيري: در اين مطالعه تفاوت هايي در ساختار آناتوميك مغز بين افراد دچار اختلال هويت جنسي و افراد سالم مشاهده شد، شايد اين احتمال مطرح باشد كه در جريان مراحل رشد و تمايز سامانه ي عصبي مركزي ، ساختار آناتوميك مغز دچار تغييرات شده و از مسير معمول و نرمال هماهنگ و همراستا با جنسيت فرد پيروي نمي كند.

 

کليد واژه ها:اختلال هويت  جنسي,  ترنس سکسواليزم ,  تصوير برداري مغز ,  ام آر آي , حجم سنجي

 

 

 

مقدمه:

اختلال هويت جنسي عبارت است ازترجيح نيرومند و پايدار فرد براي داشتن وضعيت و نقش جنس مقابل يعني همانند سازي پايدار با جنس مقابل كه البته صرفاً شامل ميل فرد به نيل به امتيازات فرهنگي ـ اجتماعي جنس مقابل نيست. ويژگي مهم اين افراد ناراحتي مداوم آن‌ها در مورد جنسيت خود يا احساس نامتناسب بودن شان در نقس جنسي خودشان است. (گرين[4] , 2005 )

آشكار است كه اين اختلال سبب ناراحتي و رنج باليني فرد و اطرفيانش شده و در كاركردهاي شغلي، تحصيلي، اجتماعي ،زناشويي و روابط بين فردي او تخريب شديدي پديد مي‌آورد

 ( وستيمر[5], 2005 ).

تشخيص اين اختلال بر پايه‌ي مصاحبه و معيارهاي باليني است و يافتن همبسته‌هاي تجربي و شواهدي بيولوژيك در تشخيص ارزش زيادي ندارد. اما اين همبسته‌ها و شواهد ارگانيك  و بيولوژيك به ويژه از آن جهت كه فيزيكي،‌آناتوميك و قابل مشاهده‌ي عيني هستند، در تأييد تشخيص و تسهيل درمان و حمايت بيمار بسيار ارزشمند خواهد بود(اوحدي , 1385).اتيولوژي اين اختلال به طور کامل شناخته نشده است و عوامل مختلفي از جمله ژنتيک , اثرات هورموني و درگيري مغز و سيستم عصبي به عنوان فاکتورهاي دخيل در اتيولوژي بررسي شده اند. يافته هاي اخير تفاوتهايي را در مغز افراد دچار اختلال هويت جنسي نشان دادهاند و مناطقي از مغز که تفاوتهاي جنسيتي را نشان مي دهند در اين افراد با افراد نرمال متفاوت بوده است (گرين , 2005).  گورن ,کوهن و کتنيز[6] ( 1999 ) مهمترين و نخستين اتيولوژي ترانس سکسواليزم را ، وجود تفاوت در ساختار آناتوميك مغزي نسبت به افراد غير ترنس سكسوال دانسته اند. سوآب[7] (2002 ,2004 ) نيز مطرح نمود كه در طي  تمايز جنسي[8] تفاوت‌هايي در برخي ساختمان‌هاي هيپوتالاموس و نواحي كناري آن پديد مي‌آيد.او چنين نتيجه گرفت که تفاوتهاي ساختاري در مغز بر هويت جنسي  افراد دچار اختلال هويت جنسي اثر گذار است.

ژو و هافمن[9]( 1995 ) در مطالعه اي بر روي شش جسد افراد دچار اختلال هويت جنسي نشان دادند كه حجم هسته‌ي قرمز در مردان بزرگتر از زنان است، اما در مردان ترنس سکسوال ( male to female (اندازه‌ي آن تقريباً حدود بيست و پنج درصد اندازه‌ي مردان دگر جنس گرا[10] و حتا كوچك‌تر از زنان دگر جنس گرا مي‌باشد.  اموري[11] (1991)در مطالعه اي بر روي افراد دچار اختلال هويت جنسي با استفاده از MRI مغز  شكل و اندازه‌ي كوروپوس كالوزوم را اندازه‌گيري نمود. تفاوت معناداري بين اندازه‌گيري‌هاي او با گروه شاهد ديده نشد. در اين مطالعه افرادي كه از نظر ژنتيكي مرد بودند،مساحت کل سطح مقطع مغز[12]  بزرگتري داشتند اما بين افراد دچار اختلال هويت جنسي و افراد سالم تفاوت موجود معنادار نبود.

به طور کلي مطالعات موجود نتايج متفاوتي را در زمينه تفاوتهاي آناتوميکي مغز افراد دچار اختلال هويت جنسي با افراد نرمال به دست آورده اند و در ايران نيز تا کنون مطا لعه اي  بر روي مغز اين بيماران انجام نشده است.به نظر مي زسد که پژوهش حاضر نخستين مطالعه اي باشد که با استفاده از نرم افزار حجم سنجي به بررسي ويژگي هاي مغز اين افراد مي پردازد

هدف از اين مطالعه‌ اندازه گيري حجم و يا مساحت برخي ساختارهاي مغزي افراد دچار اختلال هويت جنسي با استفاده از MRI  وجستجوي بيشتر شواهد بيولوژيك بوده است تا امكان، عيني سازي يافته هايي كه در مصاحبه‌ي باليني با اين بيماران به دست مي‌آيد, وجود داشته باشد.

 

روش

در اين مطالعه مورد/ شاهدي (Case/Control) مقايسه‌ي يافته‌هاي ام آر آي مغز افراد دچار اختلال هويت جنسي مراجعه كننده به بيمارستان روزبه و پزشكي قانوني تهران با افراد سالم انجام شد.

جامعه مورد مطالعه شامل دو گروه بود:

    گروه مورد شامل افراد دچار اختلال هويت جنسي مراجعه كننده به بيمارستان روزبه (بر اساس معيارهاي DSMIV-TR) و فاقد معيارهاي خروج از مطالعه بوده‌اند.

      گروه شاهد شامل افراد سالم غير مبتلا به اختلال هويت جنسي (بر اساس معيارهاي DSMIV-TR) ، داوطلب با سن,دور سر , BMI و سطح تحصيلي همانند موارد دچار اختلال هويت جنسي

 

 رضايت کتبي از کليه افراد مورد مطالعه اخذ شد.

معيارهاي خروج از مطالعه در هر دو گروه افراد سالم و بيمار عبارت بودند از:

1ـ ابتلا به اسكيزوفرني، سايكوز، اختلالات خلقي دو قطبي و ديگر اختلالات عمده‌ي روان پزشكي

 2ـ ابتلا به بيماري‌هاي نورولوژيك و عقب ماندگي ذهني

 3ـ هر گونه سابقه‌ي آسيب زايماني، ضربه به سر و جراحي مغز

 4ـ ابتلا به هرگونه بيماري مزمن داخلي

 

روش نمونه‌گيري براي هر دو گروه،‌ غير تصادفي ساده (Sequential) بود و حجم   نمونه به منظور کشف تفاوت با خطاي پنج درصد و توان هشتاد درصد در هر گروه برابر با سي نفر محاسبه گرديد. به علت محدوديتهاي  موجود در تهيه نمونه ها ، به خصوص در مورد گروه کنترل و از دست رفتن برخي داده ها به علت مشکلات موجود درتصاوير گرفته شده تعداد نمونه هاي مورد مطالعه در نهايت28 نفر در گروه مورد و20 نفر در گروه شاهد در بررسي هسته قرمز و 16 نفر در بررسي ساير قسمتهاي مغز بود.

گردآوري داده‌ها

تشخيص اختلال هويت جنسي توسط مصاحبه باليني بر  پايه‌ي ملاك‌هاي تشخيصي DSMIV-TR توسط دو روان‌پزشك عضو هيات علمي  مسجل گرديده بود و نمونه ها در محل سازمان پزشکي قانوني , سازمان بهزيستي ودرمانگاه  بيمارستان روزبه جمع آوري گرديدند. پس از اخذ رضايت نامه آگاهانه  اطلاعات دموگرافيك مانند قد و وزن و دورسر و BMI فرد گردآوري شد. سپس افراد هر گروه طي ماههاي بهمن و دي سال 1385 به مركز ام آر آي  سينا اطهر فرستاده شدند.

در مركز ام آر آي  سينا اطهر براي همه‌ي افراد مورد مطالعه توضيحات لازم در مورد نداشتن تشعشع زيان بخش و لزوم دور نمودن اشياي فلزي و پاك كردن آرايش چهره داده شد.

تصوير برداري توسط دستگاه MRI مدل Signa Excite ساخت كمپاني Generl Electric آمريكا با قدرت ميدان 1.5 T، شدت گراديال 33mT/m و قطر مگنت 60cm انجام شد.همه‌ي تصاوير توسط كويل 8 كاناله مغز گرفته شده و براي جلوگيري از حركات غير ارادي، سر افراد مورد اسكن توسط فوم مخصوص فيكس گرديده بود.تصوير برداري به روش  3D FSE T2 انجام شد. داده‌هاي برآمده از Brain MRI توسط نرم افزار حجم سنجي Analyze (Mayo Foundation, Rochester) ارزيابي شده است. در زمان ارزيابي تصاوير مغز متخصص راديولوژي ارزيابي کننده از اينکه تصاوير به کداميک از گروه هاي شاهد يا مورد تعلق دارند آگاه نبود. حجم كل هسته‌ي قرمز در دو سمت چپ و راست ,مساحت کورپوس کالوزوم وحجم مايع مغزي نخاعي و حجم اينترادورال  و پارانشيم مغز در بيماران وگروه کنترل مشخص شدند و سپس تجزيه و تحليل داده ها در نرم افزار SPSS ويرايش 11.5 انجام شد. نرمال بودن توزيع مقادير حجمهاي اندازه گيري شده در زير گروه هاي مورد مطالعه توسط آزمون Kolmogrov Smirnov   ارزيابي شد و براي مقايسه حجم ها از آزمون Independent sample T-test  استفاده شد.

يافته ها

در اين مطالعه‌، توزيع فراواني نمونه‌ي مورد پژوهش در گروه بيماران 11  نفر(2/39 درصد) زن و 17 نفر (8/60 درصد) مرد و در گروه كنترل 9 نفر (45 درصد) زن و 11 نفر (55 درصد) مرد بودند. در كل نمونه 20 نفر (41 درصد) زن و 28 نفر (58 درصد) مرد بودند..متوسط سن افراد شركت كننده در اين مطالعه و با محدوده‌ي سني 44ـ19 سال بود و متوسط سن زنان بيمار  سال و متوسط سن مردان بيمار  سال بود. متوسط سن زنان سالم گروه كنترل  سال و متوسط سن مردان سالم گروه كنترل  سال بود. تفاوت سن دو گروه كنترل و بيمار معني‌دار نبود (05/0 P>).

ميانگين حجم يا مساحت قسمت هاي مختلف مغز بيماران و گروه کنترل در جدول شماره 1 مشخص شده است. ميانگين حجم يا مساحت قسمت هاي مختلف مغز بيماران و گروه کنترل بر حسب جنسيت در جدول شماره 2 مشخص شده است.


 

جدول 1: ميانگين حجم كل هسته‌ي قرمز و حجم آن در دو سمت چپ و راست ,مساحت کورپوس کالوزوم وحجم مايع مغزي نخاعي و حجم اينترادورال  و پارانشيم مغز در بيماران وگروه کنترل

p-value

انحراف معيار

ميانگين

تعداد

N) )

گروه

مورد مطالعه

حجمها

0.003

65.80

79.66

436.65

502.17

28

20

بيمار

کنترل

حجم كل هسته‌ي قرمز

( ميلي متر مکعب )

0.02

38.68

42.16

220.02

249.73

28

20

بيمار

کنترل

حجم هسته قرمز سمت چپ

(ميلي متر مکعب )

0.003

33.62

42.60

216.97

252.43

28

20

بيمار

کنترل

حجم هسته قرمز سمت راست

( ميلي متر مکعب )

0.52

91.89

102.37

627.71

647.58

27

16

بيمار

کنترل

مساحت کورپوس کالوزوم

( ميلي متر مربع )

0.41

70.72

68.63

263.07

281.63

27

16

بيمار

کنترل

حجم مايع مغزي نخاعي

(ميلي ليترمکعب)

0.21

133.18

148.52

1414.08

1470.50

27

16

بيمار

کنترل

حجم اينترادورال

(ميلي ليترمکعب)

0.42

151.94

156.59

1150.13

1188.88

27

16

بيمار

کنترل

حجم پارانشيم مغز

(ميلي ليترمکعب)

 

تفاوت حجم كل هسته‌ي ‌قرمز(003/0p= )و سمت راست(003/0p= ) و چپ هسته‌ي قرمز(02/0p= ) در دو گروه بيمار و كنترل معني دار بود و حجم آن در هر سه گروه در گروه كنترل بيشتر از بيماران بود. به طور كلي، حجم هسته‌ي قرمز در مردان بيشتر از زنان بود ولي تفاوت  موجود معني دار نبود (22/0 p=).در بررسي حجم هسته ي قرمز در گروه‌هاي جنسي مختلف گروه بيماران و كنترل نتايج زير به دست آمد:

بين حجم هسته ي قرمز در دو گروه مردان نرمال و زنان نرمال تفاوت اندازه معني‌دار نبود
(23/0P=). هم‌چنين در مقايسه‌ي دو گروه مردان و زنان بيمار نيز تفاوت معني‌داري مشاهده نشد (08/0P=) ولي در مقايسه‌ي بين مردان در دو گروه بيمار و كنترل(03/0p= ) و مقايسه‌ي بين زنان در دو گروه بيمار و كنترل(02/0p= ) تفاوت معني‌داري وجود داشت
.  افزون بر اين تفاوت معني داري نيز بين حجم هسته ي قرمز بيماران مرد با زنان نرمال وجود نداشت(42/0P=) ولي بين حجم هسته ي قرمز بيماران زن با مردان نرمال تفاوت موجود معني دار بود (004/0P=).

در بررسي كورپوس كالوزوم مساحت آن در بيماران دچار اختلال هويت‌جنسي كوچكتر از گروه كنترل بود ولي تفاوت موجود از نظرآماري معني‌دار نبود (52/0 P=).به طور كلي مساحت كورپوس كالوزوم در مردان بزرگتر از زنان در هر دو گروه بيماران(31/0   (p=  وكنترل (31/0 p= ) بود ولي تفاوت موجود معني‌دار نبود. در مقايسه ي زنان بيمار با گروه كنترل(31/0p= )و مردان بيمار با گروه كنترل (67/0p= )در هر دو گروه بيماران زن و مرد مساحت کورپوس کالوزوم در گروه بيماران كوچكتراز گروه كنترل بود ولي تفاوت موجود از نظر آماري معني‌دار نبود.در بررسي حجم حجم مايع مغزي نخاعي(41/0p= ) و حجم اينترا دورال (21/0p= )  و پارانشيم مغز(41/0p= )  در مقايسه‌ي گروه بيماران و كنترل تفاوت‌هاي موجود بسيار كم و از نظر آماري نيز معني‌دار نبود

.در مقايسه‌ي حجم حجم مايع مغزي نخاعي و حجم اينترا دورال  و پارانشيم مغز و در گروه بيماران به تفکيک جنسيت حجم مايع مغزي نخاعي( CSF)در زنان دچار اختلال هويت جنسي بيشتر از مردان بود ولي تفاوت موجود از نظر آماري معني دار نبود (68/0 P=). حجم اينترادورال( IDV) و پارانشيم مغز در مردان بزرگتر از زنان بود و تفاوت معني‌دار آماري نيز مشاهده شد (001/0 (P=.در مقايسه‌ي حجم مايع مغزي نخاعي و حجم  اينترا دورال و پارانشيم مغز در گروه كنترل به تفكيك جنسيت نيز همانند بيماران در حجم اينترا دورال و پارانشيم مغز تفاوت موجود بين زن و مرد معني‌دار بود و حجم اينترا دورال و پارانشيم مغز در مردان بيشتر از زنان بود(05/0 P=).در مقايسه‌ي زنان نرمال با زنان دچار اختلال هويت جنسي و مردان نرمال با مردان دچار اختلال هويت جنسي در مقايسه‌ي حجم مايع مغزي نخاعي و حجم اينترا دورال  و پارانشيم مغز در زنان بيمار و كنترل و مردان بيمار و كنترل تفاوت معني‌داري مشاهده نشد (05/0 P>).


 

جدول شماره 2: ميانگين حجم هسته ي قرمز, مساحت کورپوس کالوزوم,حجم حجم مايع مغزي نخاعي و حجم اينترا دورال  و پارانشيم مغز در بيماران به تفكيك جنسيت

 

p-value

انحراف معيار

ميانگين

تعداد(N)

گروه افراد مورد مطالعه

زیر گروه

حجمها

019/0

28/69

21/91

00/453

14/525

17

11

بيمار

کنترل

مرد

حجم كل هسته‌ي قرمز

( ميلي متر مکعب )

03/0

27/49

51/62

21/407

23/479

9

11

بيمار

کنترل

زن

67/0

04/88

45/118

11/641

45/656

16

11

بيمار

کنترل

مرد

مساحت کورپوس کالوزوم

( ميلي متر مربع )

31/0

22/87

45/76

37/602

80/632

11

5

بيمار

کنترل

زن

36/0

22/82

61/72

37/251

54/279

16

11

بيمار

کنترل

مرد

حجم مايع مغزي نخاعي

(ميلي ليترمکعب)

86/0

03/63

66/66

09/280

20/286

11

5

بيمار

کنترل

زن

47/0

37/126

40/150

31/1479

27/1518

16

11

بيمار

کنترل

مرد

حجم اينترادورال     

(ميلي ليترمکعب)

23/0

98/69

14/80

72/1316

40/1365

11

5

بيمار

کنترل

زن

85/0

17/141

93/153

93/1227

27/1518

16

11

بيمار

کنترل

مرد

حجم پارانشيم مغز   

 (ميلي ليترمکعب)

37/0

92/78

16/104

63/1036

20/1079

11

5

بيمار

کنترل

زن

 

 

بحث:

اين مطالعه نشان داد که، ميانگين حجم كل هسته ي قرمز افراد دچار اختلال هويت جنسي  با تفاوت‌ معني‌داري  کوچکتر از حجم كل هسته ي  قرمز در گروه کنترل است اين نتيجه  با نتايج مطالعه ي  ژو و هافمن( 1995 ) مشابه است .او چنين نتيجه گرفت که بدون توجه به sexual orientation افراد دچار اختلال هويت جنسي , حجم هسته قرمز اين افراد کوچکتر از افراد نرمال است.

 ميانگين حجم هسته ي قرمز گروه كنترل به دست آمد . تنها مطالعه‌اي كه به بررسي حجم هسته‌هاي عمقي مغز در افراد جامعه پرداخته بود مطالعه ي  ميلتون, اطلس[13](1991) بود كه در اين مطالعه  حجم هسته ي قرمز در حدود 750mm3 به دست آمده بود. البته با توجه به اينکه در مطالعه ميلتون به علت  قديمي بودن دستگاه MRI امکان  دسترسي به ضخامت هاي نازك وجود نداشته و جچم  نمونه‌ نيز کمتر بوده (11 مورد) تا حدي تفاوتهاي مشاهده شده قابل توجيه است.

در مقايسه ي سمت چپ و راست هسته قرمزدر بيماران با گروه كنترل و نيز نتايج به دست آمده مشابه بود و در هر دو سمت حجم در گروه بيماران کمتر از گروه کنترل بود . درساير  مطالعات مشابه( ژو (1995) و د ورايس[14] (1990)) دو سمت راست و چپ هسته ي قرمز به صورت جداگانه بررسي نشده بودند.به طور کلي وجود چنين تغييرات لوکاليزه در مغز اين بيماران مي تواند به علت تغييراتي در عملکرد هورمونهاي جنسي در حين تکامل مغز باشد ,

البته نقش عامل ژنتيک نيز بايد مد نظر باشد.

در بررسي مساحت کورپوس کالوزوم نتايج نشان داد که متوسط مساحت كورپوس كالوزوم در گروه بيماران کمتر از گروه کنترل است ولي  تفاوت معني‌داري بين دو گروه وجود نداشت  . نتايج مطالعه با نتايج مطالعه ي اموري (1991) مشابه است.به نظر مي رسد که تفاوتهاي آناتوميک در اين ساختار مغزي ارتباطي با اختلال هويت جنسي نداشته باشد.

حجم مايع مغزي نخاعي, حجم اينترادورال (IDV)و پارانشيم مغز نيز در گروه بيماران کمتراز گروه كنترل بود ولي تفاوت موجود معني‌دار نبود.در ديگر مطالعات موجود، تنها اموري (1991)به بررسي مساحت کل سطح مقطع مغزwhole brain cross- sectional area) (پرداخت و نتيجه‌ گرفت كه در افرادي كه از نظر ژنتيكي مرد بودند اين اندازه بزرگتر از مردان دچار اختلال هويت جنسي است، البته اموري نيز به نتايج معني داري دست نيافت.

در مقايسه ي حجم هسته ي  قرمز در زن و مرد در كل حجم هسته ي قرمز در مردان بيشتر از زنان بود. در مورد سمت چپ و راست هسته قرمزدر نيز نتايج مشابه بود. افزون بر اين در بررسي حجم قرمز در گروه هاي كنترل و بيمار به صورت جداگانه مشخص شد كه در هر دو گروه نيز حجم هسته ي قرمز در مردان بيشتر از زنان بود ، ولي تفاوت موجود معني‌دار نبود . در مقايسه ي مردان در دو گروه بيمار و كنترل، حجم هسته ي  قرمز در گروه كنترل بيشتر بود و در زنان نيز حجم هسته ي  قرمز در گروه كنترل بيشتر بود و در اين دو مورد تفاوت موجود از نظر آماري معني‌دار بود. نتايج به دست آمده با نتايج مطالعه ي ژو (1995)و کرويجور[15] (2002)مشابه است . به طور خلاصه از مشاهدات موجود چنين بر مي آيد که حجم کوچکتر هسته قرمز در افراد دچار اختلال هويت جنسي در هر دو گروه زنان ومردان را  با تفاوت سطح هورمونهاي جنسي در بالغين نمي توان توضيح داد و عدم وجود تفاوت معني دار در حجم هسته قرمز مردان در مقايسه با زنان نشانگر اين مي باشد که تفاوت حجم تنها ناشي از sexual dismorphism  اين ساختار نمي باشد .در مطالعات حيواني که توسط گويليمن[16] (1988) انجام شد نشان داده شد که گنادکتومي موشهاي نر در دوران neonetel  منجر به تغييراتي در هسته قرمز مي شود.اين امر مي تواند بيانگر اين مسا له باشد که تاثير هورمونهاي جنسي بر ساختارهاي مغزي در دوران جنيني مي تواند به بروز مشکل اختلال هويت جنسي منجر شود.  نكته ي  قابل توجه در اين مطالعه نبود تفاوت معني‌دار در حجم هسته ي قرمز بين بيماران مرد (male to female) با زنان نرمال بود. اين  نتيجه با مشاهدات ژو (1995)نيز هماهنگي داشت.مي توان چنيني نتيجه گرفت که برخي ساختارهاي مغزي بيماران  دچار اختلال هويت جنسي با جنس آناتوميک مخالف آنها شباهت بيشتري دارد .

 کرويجور نيز در مطالعه‌اي در سال 2000 در ارزيابي شمار نورون هاي Somatostaion-Expressing در هيپوتالاموس به نتايج مشابهي دست يافت. شمار اين نورون ها در بيماران male to female مشابه زنان نرمال بود و در بيماران female to male مشابه مردان نرمال بود.

در مطالعه ي كنوني ، تفاوت بين حجم هسته ي  قرمز در زنان بيمار با مردان نرمال معني‌دار بود  تفاوت مشاهده شده ممکن است به علت کم بودن حجم نمونه ي زنان بيمار باشد و به نظر مي رسد انجام مطالعه اي بر روي زنان دچار اختلال هويت جنسي و مقايسه آنها با مردان نرمال با حجم نمونه ي بيشتر سودمند باشد .

در بررسي مساحت كوروپوس كالوزوم در هر دو گروه بيماران و كنترل مساحت در مردان بيشتر از زنان بود و در زنان گروه كنترل مساحت بيشتر اززنان  گروه بيماران  و در مردان گروه کنترل نيز مساحت بيشتر از مردان گروه بيماران بود.، ولي در هيچ كدام تفاوت موجود معني‌دار نبود. نتايج مطالعه با مطالعه ي اموري (1991) مشابه بود.در کل به نظر نمي رسد که هورمونهاي جنسي و  اختلال هويت جنسي تاثيري بر كوروپوس كالوزوم داشته باشند.

در بررسي حجم  مايع مغزي نخاعي و حجم اينترادورال  و پارانشيم مغز نتايج به دست آمده نشان داد كه در هر دو  گروه كنترل و بيماران حجم اينترادورال  و پارانشيم در مردان بيشتر از زنان بود ولي حجم مايع مغزي نخاعي در زنان بيشتر از مردان بود اما تفاوت موجود تنها در مقايسه ي حجم اينترادورال  و پارانشيم نيز معني‌دار به دست آمد  . در ديگر مطالعات مشابه بر روي بيماران دچار اختلال هويت جنسي  اين فاكتورها بررسي نشده بود.

بنا بر ارزيابي هاي گفته شده ، در اين مطالعه تفاوت ساختار آناتوميك مغز بين افراد دچار اختلال هويت جنسي و افراد سالم مشاهده شد كه اين يافته ها با مشاهدات ژو  (1995) ، گورن (2001) ، نتيجه ي مطالعه ي گرين, (2005) کرويجور((2000,2002ر و داده هاي مطالعات سواب (2002,2004)  هم خواني و هماهنگي دارد.

مي توان چنين در نظر گرفت كه در هنگامي از مراحل رشد و تمايز سامانه ي عصبي مركزي  ، ساختار آناتوميك مغز دچار يك سري تغييرات شده و از مسير معمول و نرمال هماهنگ و همراستا با جنسيت پيكري فرد پيروي نمي كند.

دشواري‌ها و محدوديت‌هاي اين مطالعه شامل  عدم تمايل بسياري از بيماران دچار اختلال هويت جنسي  به شرکت در پژوهش و محدوديتهاي موجود در انتخاب گروه کنترل از نظر همانند سازي با گروه بيماران و عدم رضايت بسياري از افراد براي انجام تصوير نگاري بود که منجر به  محدوديت ومشکلات فراواني در تهيه حجم نمونه شد , که تعداد نمونه را کاهش داد .مشکلات  تكنيكي براي تصويربرداري به وسيله‌ي MRI از مقاطعي كه مناسب انجام حجم سني  در بخش‌هاي گوناگون مورد مطالعه باشند،در ابتداي مطالعه وجود داشت.لذا با توجه به نبود fMRI  و PET SCAN   در ايران در هنگام كنوني ، پيشنهاد مي شود پس از فراهم آمدن امكان بهره گرفتن از اين دو ابزار كارآمد اين مطالعه با آن دو شيوه و هم چنين با MRI هاي داراي توان بيشترو حجم نمونه بيشتر انجام شود.

 

سپاسگزاري:

اين مطالعه در چهارچوب يک طرح پژوهشي مشترک بين معاونت پژوهشي دانشگاه علوم پزشکي تهران و معاونت پژوهشي  سازمان پزشکي قانوني, با بودجه ي دانشگاه علوم پزشکي تهران و در مرکز تحقيقات روان پزشکي بيمارستان روزبه  انجام شد. بجاست که از لطف و پشتيباني  سرکار خانم دکتر نيلوفر اعظمي در همه ي مراحل اجرا و آناليز پژوهش و همچنين ياري و حمايت جناب آقاي دکتر بيژن اوحدي , مهندس مجيد تحسيني , شرکت پژوهندگان پويش تهران ,  مديريت مراکز ام آر آي دکتر محمد اطهري و سينا اطهر و  کارشناسان مرکزام آر آي سينا اطهر آقايان مهدي  گودرزي ,حسين شيرازيان,  غلامرضا نادري وامير حسين ملا حسيني ,  و همه ي هم ميهنان ارجمند ترنس سکسوالي که در اجراي اين طرح پژوهشي , همکاري نمودند – به ويژه آقايان امير علي  و عليرضا  و خانم هستي  - کمال سپاسگزاري انجام شود.

 

Refrences:

اوحدي بهنام. تمايلات و رفتارهاي جنسي انسان. تهران: صادق هدايت؛ چاپ هشتم: 1385: ص 242ـ 264.

 

Cohen-Kettenis PT, Gooren LJ. Transsexualism: a review of etiology, diagnosis     and treatment. Psychosomatic Research. 1999 Apr; 46 (4): 315- 333.

 

De Vries GJ. The Effect of Hormon Therapy on Human Red Nucleus. Neruroendocrinology 1990.20:353-359.

 

Emroy LE, Williams DH, Cole CM. Anatomic Variation of the Corpus Callosum in Persons with Gender Dysphoria. Archhve of  Sexual behavior 1991 Aug; 20 (4): 409-417.

 

Green R. Gender Identity Disorders In: Sadock BJ, Sadock VA, editors. Kaplan & Sadock’s Comprehehsive Text book of  Psychiatry. 8th ed. Philadelpia: Lippincott Williams & Wilkins; 2005.P:1979-1991.

 

Green R, Young R. Hand preference, Sexual preference and Transsexualism. Archive of  sexual  behavior.2001 Dec; 30(6) : 565-574.

 

Guillman A,Segovia S,Del abril A.neonatal gonedectomy in an animal examination.Developed Brain Research.1987;44:281-290.

 

Kruijver FP, Zhou JN, Pool CW. Male to Female Transsexuals have Female Neuron Numbers in a Limbic nucleus. Clinical Endocrinology metabolism. 2000 may; 85 (5): 2034-41.

 

Kruijver Fp, Balesar R, Espila Am. Estrogen Receptor- alpha Distribution in the Human Hypothalamus in Relation to sex and Endocrine

Status. Comments in  Neurology. 2002 Dec 9; 454(2): 115-120

 

Milton WJ, Atlas SW, Lexa FJ. Deep Gray Matter Hypointensity Patterns with Aging in healthy Adults. MRI Imaging. 1991; 181: 715- 719.

 

Swaab DF, Chung WC, Kruijver FP. Sexual Differentiation of the Human Hypothalamus. Advanced Experimental Medical  Biology. 2002; 511: 75-100.

 

Swaab DF. Sexual Differentiation of the Human Brain: Relevance for Gerder Identity, Transsexualism and Sexual Orientation. Gynecology Endocrinoloy. 2004 Dec; 19(6): 301-312.10. De Vries GJ. The Effect of Hormon Therapy on Human Red Nucleus. Neruroendocrinoloy. 1990.20:353-359

 

Sadock BJ, Sadock VA. Kaplan & Sadock’s Synopsis of  Psychiatry. 9 the ed. Philadelphia: Lippincott Williams & Wilkins; 2003. P: 730-738.

 

Westheimer R. Human Sexualities. 2nd ed. philadelphia: Lippincott Williams & Wilkins; 2005. P: 252-287.

 

Zhou JN, Hofman MA, Gooren LJ. A sex Difference in the Human Brain and its Relation to Transsexuality. Nature. 1995 Nov; 378 (6552): 68-70

 

Abstract:

The comparison of brain imaging characteristics between transsexuals and normal individuals

Objective:The aim of this study was to compare the brain imaging characteristic of transsexuals with normal individuals. Method: In this descriptive analytical study 30 person were selected by sequentional sampling in two control and case groups that had the inclusion criteria and did not have the exclusion criteria from patients admitted to Rouzbeh Hospital and forensic medical organization. demographic information such as height, weight, head circumference and BMI were  obtianed  and brain MRI performed  by  3D FSE method. collected data  were analyzed by Analyze volumetric software (Mayo Foundation, Rochester).Red nucleus ,CSF,intradural  and paranchima volume and Corpus collasum area  were analyzed statisticaly using T-test Pearson correlation coefficient tests.

Results: red nucleus volume difference between case and control groups were significant. difference  of red nucleus , paranchima and IDV volume between male and females were significant too. In addition there was no significant difference in red nucleus volume between male patients and normal  females but the  difference between female patients and normal males was significant. conclusion: in this study difference in brain anatomical structure between transsexuals and normal individuals observed. It seems that maybe sometime in the process of  development and CSF differentiation in prenatal period and intrauterine life brain anatomical structure changed and does not follow the normal pathway consistent with ones gender.

Key word: gender identity disorder,transsexualism , brain imaging ,MRI volumetry



[1] . Paranchyma

[2] . Intradural volume (IDV)

[3] . Corpus Collasum

[4] . Green

[5] . Westeimer

[6] . Gooren, Cohen, Kettenis

[7] . Swab

[8] . Sexual diffrentiation

[9] . Zhou, Hofman

[10]  heterosexual

[11] . Emory

[12] . whole brain cross sectional area

[13] . Milton, Atlas

[14] . De- varis

[15] . Krujiver

[16] . Guiliman

 

 

+ مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin نوشته شده در  یازدهم بهمن 1387ساعت 3:53  توسط دکتر بهنام اوحدی 

دانش آموزی

 

 

با درود و احترام ،

برخی ادارات و نهادهای دولتی و پاره ای از مؤسسات و شرکت های خصوصی خواستار ارائه ی رزومه و پیشینه از سوی من شده اند.

درگیری های تحصیلی و اجتماعی و فرهنگی من در سال های پس از آبان ۱۳۷۴ و به ویژه فروردین ۱۳۷۶ و نیز دغدغه ها و نگرانی های زندگی و معیشت و ازدواج ، برای من امکان و فرصت و فراغت فراهم آوردن رزومه و پیشینه ی پربارتری را پدید نیاورده اند.

 به هر حال پیشینه ی نه چندان پربار من تاکنون بدین صورت است. البته شرح عناوین دو ترجمه ، یک ویراستاری و سه تألیف در دست خود را به دلیل برخی ملاحظات حرفه ای از بخش « ه ( تألیف ، ترجمه و ویراستاری ) » حذف نموده ام :

 

به نام پروردگار راستی , مهر و خرد

 

دکتر بهنام اوحدی  – زاده ی  فروردین ۱۳۵۲ –  بورد تخصصی اعصاب و روان – روان پزشک و درمانگر مشکلات جنسی و زناشویی ؛ مشاور ازدواج و طلاق -  پست الکترونیک : dr.ohadi@yahoo.com   

 

 

الف – سوابق تحصیلی

 

1)      اخذ دیپلم علوم تجربی در خرداد ماه ۱۳۷۰ با معدل کتبی ۴/۱۸

2)      ورود به رشته ی پزشکی در مهر ماه ۱۳۷۰

3)      اخذ مدرک پزشکی عمومی در شهریورماه ۱۳۷۷ با معدل کل دوره ۳۲/۱۷

4)      مخالفت کمیسیون امور دانشجویان و دانش آموختگان خارج از کشور معاونت آموزشی  وزارت بهداشت , درمان و آموزش پزشکی با درخواست تایید واجازه ی تحصیل در رشته ی سکسولوژی بالینی در دانشگاه های خارج از کشور , از جمله CURTIN UNIVERSITY استرالیا   

5)      ورود به دوره ی دستیاری روان پزشکی در پاییز ۱۳۸۳ در بیمارستان روزبه دانشگاه علوم پزشکی تهران

6)      گذراندن دوره ی آموزشی روان درمانی  بینش مدرا ( سایکو آنالیتیک سایکوتراپی ) در بیمارستان روزبه  زیر نظر دکترمحمد  صنعتی  و دکتر معین

7)      گذراندن دوره ی آموزشی روان درمانی آنالیتیک ( سایکو آنالیتیک سایکوتراپی ) در مکتب دکتر عبدالحسین رفعتیان

8)      گذراندن دوره ی روان درمانی شناختی – رفتاری در بیمارستان روزبه  زیر نظر استاد دکتر حبیب الله قاسم زاده  ، دکتر حسین کاویانی و دکتر گیتی شمس

9)      گذراندن دوره ی روان درمانی شناختی – رفتاری در مرکز روان شناسی سگال زیر نظر دکتر لادن فتی و دکتر فرشته موتابی   

10)  قبولی در آزمون کتبی و شفاهی دانش نامه ( بورد ) تخصصی اعصاب و روان در شهریور ماه  ۱۳۸۶

11)  گذراندن دوره  ی زوج درمانی و خانواده درمانی در مکتب دکتر عبدالحسین رفعتیان

 

    ب – سوابق کاری

 

     

1)      پزشک و سرپرست مرکز بهداشتی درمانی گلوگرد از شبکه ی بهداشت استان چهارمحال و بختیاری  به مدت 19 ماه از دی ماه ۱۳۷۷ لغایت امردادماه ۱۳۷۹ در چهارچوب طرح پیام آوران بهداشت

2)      پزشک و سرپرست همزمان مرکز بهداشتی درمانی آورگان از شبکه ی بهداشت استان چهارمحال و بختیاری به مدت 6 ماه از بهمن ۱۳۷۸ لغایت امرداد ۱۳۷۹ در چهارچوب طرح پیام آوران بهداشت

3)      دستیاری روان پزشکی در بیمارستان روان پزشکی روزبه تهران از مهرماه ۱۳۸۳ تا کنون ( زیر نظر مستقیم استادان گروه روان پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران : استاد دکتر شکرالله طریقتی { ۱۲ ماه } ، استاد دکتر محمدرضا محمدی { ۶ ماه } ، دکتر مجید صادقی { ۶ ماه } ، دکتر همایون امینی { ۶ ماه } ، دکتر محمد صنعتی { ۶ ماه } ، دکتر فیروزه رئیسی { ۳ ماه } ، استاد دکتر حبیب الله قاسم زاده ، دکتر حسین کاویانی و دکتر گیتی شمس { ۶ ماه } ، دکتر علی اکبرنجاتی صفا { ۳ ماه } ، دکتر زهرا شهریور ، دکتر مهدی تهرانی دوست و دکتر جواد علاقه بند { ۳ ماه } ، دکتر مریم نوروزیان و دکتر مازیار سیدیان { ۲ ماه } ، دکتر ونداد شریفی { ۱ ماه } ، دکتر مهدی صابری { ۱ ماه } و ............ )    

4)      همکاری با کلینیک مشاوره و ترک اعتیاد رهاجو به عنوان پزشک و درمانگر مشکلات جنسی و زناشویی از بهمن ۱۳۸۳ تا کنون

5)      همکاری با بیمارستان تخصصی اعصاب و روان مهرگان تهران به عنوان پزشک کشیک اورژانس بیمارستان از اردی بهشت ۱۳۸۵ تا آبان ۱۳۸۵

6)      همکاری با بیمارستان تخصصی اعصاب و روان میمنت تهران به عنوان پزشک کشیک اورژانس بیمارستان از آبان ۱۳۸۵ تا اردی بهشت ۱۳۸۶

7)      همکاری با مرکز مشاوره شکیبا به عنوان پزشک و درمانگر مشکلات جنسی و زناشویی از آبان ۱۳۸۵ تا کنون

8) همکاری با کلینیک مشاوره و مددکاری یارا به عنوان پزشک و درمانگر مشکلات جنسی و زناشویی از آذر ۱۳۸۵ تا کنون     

                                              

 

   ج - سوابق آموزشی و تدریس

 

 

1) تدریس مبحث « مصاحبه با بیماران روان پزشکی » برای دانشجویان و نیز اینترن های دانشگاه علوم پزشکی تهران در بیمارستان روزبه  از تیر ماه ۱۳۸۴ لغایت امرداد ماه۱۳۸۵    

2) تدریس مبحث « اختلالات شخصیت » برای دانشجویان و نیز اینترن های دانشگاه علوم پزشکی تهران در بیمارستان روزبه  ازامرداد ماه ۱۳۸۴ لغایت مهرماه ۱۳۸۵

3) تدریس مبحث « اختلالات خلقی و خودکشی » برای دانشجویان و نیز اینترن های دانشگاه علوم پزشکی تهران در بیمارستان روزبه از مهر ماه ۱۳۸۴ لغایت اردی بهشت ماه ۱۳۸۶

4) انتصاب به عنوان « مسئول آموزش دانشجویان پزشکی بیمارستان روزبه ( دانشگاه علوم پزشکی تهران )    از سوی معاونت آموزشی گروه روان پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران به مدت یک و نیم سال در سال های ۱۳۸۴ و ۱۳۸۵

۵ ) تدریس مبحث « اختلالات جنسی و زناشویی » برای اینترن های دانشگاه علوم پزشکی تهران در بیمارستان روزبه از مهر ماه ۱۳۸۵ تا کنون

6) تدریس کارگاه های آموزشی تخصصی پنجاه ساعته ی « تشخیص و درمان مشکلات جنسی و زناشویی » برای دانش آموختگان پزشکی , پیراپزشکی , روان شناسی , مشاوره و مددکاری از آبان ماه ۱۳۸۵ تا کنون

7) تدریس کارگاه های آموزشی آزاد بیست و چهار ساعته ی « هنر عشق ورزی و مهارت های زنا شویی » برای عموم از مهر ۱۳۸۶ تا کنون

8) تدریس کارگاه های آموزشی تخصصی « مشاوره ازدواج و طلاق » برای دانش آموختگان پزشکی , پیراپزشکی , روان شناسی , مشاوره و مددکاری

 

د – سوابق پژوهشی 

 

 

1) پایان نامه پژوهشی دوره ی پزشکی عمومی با عنوان « بررسی میزان شیوع افسردگی در دانشجویان پزشکی , اینترن ها و پزشکان عمومی و متخصص شهر اصفهان در سال های ۱۳۷۶ و ۱۳۷۷ »

2) پایان نامه و طرح پژوهشی دوره ی دستیاری تخصصی روان پزشکی با عنوان « مقایسه ی ویژگی های تصویربرداری مغز افراد دچار اختلال هویت جنسی مراجعه کننده به بیمارستان روزبه و پزشکی قانونی تهران با افراد سالم »

3) پذیرفته شدن و انتشارمقاله ی پژوهشی

»Volumetric measurement of human red nucleus with 3D fast spin echo T2 weighted sequence magnetic resonance imaging «

 

در ژورنال جامعه ی نورولوژی اروپا

European Neurological Society ( ENS ) June 2007

4) پذیرفته شدن مقاله ی پژوهشی اصیل « ویژگی های تصویر برداری مغز افراد دچار اختلال هویت جنسی در مقایسه با افراد سالم » در فصل نامه ی تازه های علوم شناختی در شهریور ماه ۱۳۸۶

5) تصویب پروپوزال طرح پژوهشی در دست اجرای «  مقایسه ی ویژگی های تصویر برداری مغز افراد هم جنس گرای مرد با مردان نا هم جنس گرا » در معاونت پژوهشی دانشگاه علوم پزشکی تهران

6) تصویب  پروپوزال طرح پژوهشی در دست اجرای «  مقایسه ی ویژگی های تصویر برداری مغز افراد هم جنس گرای زن  با زنان نا هم جنس گرا » در معاونت پژوهشی دانشگاه علوم پزشکی تهران

7) انتشار مقاله ی پژوهشی اصیل « ویژگی های تصویر برداری مغز افراد دچار اختلال هویت جنسی در مقایسه با افراد سالم » در فصل نامه ی تازه های علوم شناختی در شماره ی ۳۵ ( شماره ۳ سال نهم ) ، پاییز ۱۳۸۶

 

ه – سوابق تالیف , ترجمه و ویراستاری

 

ه – ا - کتاب ها :

 

1) تالیف و انتشار کتاب « افسردگی : شناخت , شرط شفا – درمان : راه رهایی » برای پزشکان غیر روان پزشک و کادر پیرا پزشک بهداشتی – درمانی درسال ۱۳۷۸

 

2) تالیف و انتشار چاپ نخست کتاب « تمایلات و رفتارهای جنسی انسان » در سال ۱۳۷۹ ( که سال گذشته چاپ هفتم و هشتم آن منتشر شد )

3) ترجمه و انتشار چاپ نخست کتاب « احساسات و پاسخ های جنسی انسان » نوشته ی ویلیام مسترز و ویرجینیا جانسون در سال ۱۳۸۰ ( که هم اکنون چاپ هفتم آن زیر چاپ است )

4) ویراستاری و پیشگفتارنویسی و انتشار چاپ نخست کتاب « پنج گفتار در بیان روان کاوی » زیگموند فروید با ترجمه ی دکتر فرشاد امانی نیا در سال ۱۳۸۱ ( که هم اکنون چاپ دوم آن زیر چاپ است )

5) ترجمه , ویراستاری و انتشار چاپ نخست کتاب « روان شناسی اینترنت » انتشارات دانشگاه کمبریج ,  نوشته ی دکتر پاتریشیا ولیس – با همکاری استاد فضل ا... قنادی و خانم حمیرا صفوی – در سال ۱۳۸۱( که هم اکنون چاپ دوم آن در دست است )

 

 

ه – ب – مقالات :

 

1) بیش از ۲۰ مقاله علمی – آموزشی – اجتماعی در مورد « آسیب های اجتماعی » با راهبرد « روان پزشکی به بیان ساده برای همگان ( سایکو اجوکیشن در گستره ی فراگیر اجتماعی ) در هفته نامه ی سراسری «  صدا » از اردی بهشت ۱۳۷۹  تا فروردین ۱۳۸۲ ( که مقاله ی « بیماری همسر آزاری » جایزه ی ممتاز جشنواره ی مطبوعات را از آن خود نمود. )  

 2) بیش از  ۷ مقاله علمی – آموزشی – اجتماعی در مورد « آسیب های اجتماعی »  با راهبرد مذکور در هفته نامه ی استانی ( اصفهان ) «  تندر »  در سال ۱۳۸۲

3) بیش از ۵ مقاله علمی – آموزشی – اجتماعی در مورد « آسیب های اجتماعی »  با راهبرد گفته شده در هفته نامه ی استانی ( اصفهان )  روزنامه ی سراسری  « همشهری » در سال۱۳۸۲

4) سه مقاله علمی – آموزشی – اجتماعی در مورد « آسیب های اجتماعی » و « حوزه ی جنسیت در ایران » در روزنامه ی سراسری شرق در سال های ۱۳۸۲ و ۱۳۸۳ 

5) بیش از دوازده مقاله علمی – آموزشی – اجتماعی با راهبرد « روان پزشکی به بیان ساده برای همگان » در ماهنامه ی « روان شناسی جامعه » از سال ۱۳۸۲ تا سال ۱۳۸۵

6) بیش از ده مقاله علمی – آموزشی – اجتماعی در مورد « آسیب های اجتماعی »  با راهبرد مذکور در روزنامه ی سراسری « جام جم » در سال های ۱۳۸۳ , ۱۳۸۴ و ۱۳۸۵

7) یک مقاله علمی – آموزشی روان پزشکی شخصیت  در هفته نامه ی « چلچراغ » در بهمن ۱۳۸۵  

8) یک مقاله علمی – آموزشی روان پزشکی شخصیت  در ماهنامه ی « شوکران » در بهمن ۱۳۸۵

9) سه مقاله علمی - آموزشی روان پزشکی شخصیت در ماهنامه ی « فردوسی » در بهار ۱۳۸۷ 

10) چندین مقاله و نوشته با راهبرد « روان پزشکی به بیان ساده برای همگان » در وب سایت ها و وبلاگ های گوناگون

 

 

ی – دیگر فعالیت های وابسته  

 

1) برگزاری کلاس ها و سخنرانی های آموزشی متعدد در مراکز دانشگاهی , آموزش و پرورش , باشگاه دانشجویان , فرهنگسراها , کتابخانه ها , مدارس , نیروی انتظامی و ...............

2) نگارش چندین مقاله ی اجتماعی , فرهنگی , هنری , تاریخی و ادبی در نشریه های استانی و سراسری

3) راه اندازی و نگاشتن در یک وب سایت و چند وبلاگ در زمینه ی روان پزشکی , روان شناسی , سکسولوژی , علمی , اجتماعی , فرهنگی , هنری , سینمایی و تاریخی  از سال ۱۳۸۲ تا کنون

+ مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin نوشته شده در  بیست و چهارم خرداد 1387ساعت 21:44  توسط دکتر بهنام اوحدی