تبليغاتX
ایران بد روی خط داغ
دغدغه های یک روان پزشک
 

 

 

 

دکتر بهنام اوحدی

 

بورد تخصصی اعصاب و روان از دانشگاه علوم پزشکی تهران

 

روان پزشک و سکسولوژیست

 

درمانگر مشکلات جنسی ، زناشویی و خانوادگی

 

مشاور ازدواج و طلاق

 

شماره ی نظام پزشکی : ۷۱۴۵۰

 

۱ - هر روز هفته ، بعد از ظهر ۱۶ تا ۲۲ ( به جز یک شنبه ها ) :

خ ولی عصر ، رو به روی پارک ملت ، بالاتر از بازار صفویه ، بین کوی آرامش و خ ناهید غربی ، ساختمان صورتی ، طبقه ی چهارم ، واحد ۲۷ ، مطب و کلینیک بهداشت و سلامت جنسی ، زناشویی و خانوادگی دکتر اوحدی (  Dr.Ohadi's Tehran Sex Clinic & Institute ) ،  تلفن : ۲۲۰۵۳۸۱۷ ، ۲۲۰۵۵۳۵۶ و ۲۲۰۱۷۳۷۱ 

 

۲ - یک شنبه ها ( ۱۶ تا ۲۲ ) :

خ جردن ( آفریقا ) ، بالاتر از بلوار میرداماد ، رو به روی برج آناهیتا ، نبش کوچه ی سرو ، ساختمان پزشکان ۱۰۱ ، واحد ۱۰ ، مرکز مشاوره ی شکیبا ، تلفن : ۸۸۷۹۱۸۶۱ و  ۸۸۶۵۵۶۸۰

 

۳ - یک شنبه ها ( ۱۱ تا ۱۶ ) :

خ عباس آباد ( شهید بهشتی ) ، پس از خ سهروردی : نرسیده به میدان تختی ، شماره ی ۱۶۷ ، واحد ۶ ، مرکز مشاوره ی راه نو ( دکتر باقر ثنایی ) ، تلفن : ۸۸۵۲۴۰۴۰ ، ۸۸۵۲۰۶۲۶ و ۳۲۱۲۹۱۴ - ۰۹۱۲

 

 

+ مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin نوشته شده در  چهارم مرداد 1388ساعت 23:47  توسط دکتر بهنام اوحدی 

 

به نام پرورگار بخشنده ی مهربان

و با درود و احترام ،

با توجه به مسدود ( فیلتر ) شدن دسترسی به این وبلاگ ، بر آن شدم تا نوشتن در این وبلاگ ( ایران بد روی خط داغ ) را در تاریخ ۲۸ اردی بهشت ۱۳۸۸ به پایان رسانده و نوشتن در  وبلاگ یک ایران بد روی خط داغ (www.1iranbodonline.blogfa.com ) را آغاز نمایم.

دوست داران این وبلاگ و نیز وبلاگ نخست من - ایران بد - می توانند از این پس نوشته های من را در وبلاگ نوینم : یک ایران بد روی خط داغ (www.1iranbodonline.blogfa.com ) پی گیری نمایند.

به وبلاگ های زیر نیز سر بزنید:

www.1ravanpezeshkonline.blogfa.com

www.citizen7.blogfa.com

www.1sexologistonline.blogfa.com

و

www.iranbodan.blogfa.com

 

+ مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin نوشته شده در  بیست و نهم اردیبهشت 1388ساعت 7:11  توسط دکتر بهنام اوحدی  | 

 

 

روان شناسان ، مشاوران و پزشکانی که در کارگاه های آموزشی ام حضور داشته اند ، پشت سر هم تماس می گیرند و از دلیل فیلتر شدن وبلاگ هایم می پرسند. به شوخی پاسخ می دهم : می خواهند به من انگیزه ی حضور پر شور در انتخابات ریاست جمهوری دهم ببخشند !

فیلترینگ گسترده ی وب سایت ها و وبلاگ ها در آستانه ی انتخابات ، خواه نا خواه نویسندگان آن ها را وادار به اعتراض می کند که کم رنگ ترین این اعتراض ها ، کنش گری آن ها به سود نامزد رویاروی دولتی ست که دست به مسدود نمودن ( فیلترینگ) نموده است.

و اما این پرسش شخصی من از خودم است که من که سال هاست به دور از دنیای سیاست ، به حیطه ی دانش و اجتماع پناه برده ام ، این بار و در آستانه ی انتخابات ریاست جمهوری چه باید بکنم؛ به کروبی پناه برم یا به میر حسین موسوی ؟

خدا نیامرزد آن کسانی که من آرام گرفته در دنیای روان پزشکی و سکسولوژی اجتماعی را این گونه روانه ی صفحه های سیاسی دو روزنامه ی اعتماد و اعتماد ملی نموده اند. صفحه هایی که همواره از آن ها گریزان بودم.

از صفحه های سیاسی ، بی زار بودم و از صفحه های اخبار ورزش و نیز حوادث دلخراش ، گریزان؛

 و اکنون به دنبال مسدود شدن امکان دسترسی به وبلاگ هایم در ایران ، گریزی از خواندن و دنبال کردن هر روزه ی صفحه های سیاسی نمی بینم.

به نظر راحت تر است ، در دور نخست انتخابات ، کرداری کاملن اصفهانی پیشه نمایم و هواداری هر دو نامزد دگرگونی خواه - کروبی و موسوی - را در دستور کار خود قرار دهم تا ببینم کدام یک پا به دور دوم می گذارد؛ آن گاه غوغا کنم و غریو سر دهم !!

فیلترچی خدا بگویم چه کارت کند که پای مان را به سیاست باز کردی.

بگذریم که در آستانه ی انتخابات ، ایرانیان همه با هم ، استاد علوم سیاسی می شوند !!!        

+ مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin نوشته شده در  بیست و ششم اردیبهشت 1388ساعت 6:1  توسط دکتر بهنام اوحدی  | 

 

دو هفته ای می شود که فیلم از یاد نرفتنی « کشتی گیر » را دیدم. از یاد نرفتنی ، نه به دلیل آن هیاهوی نادان گونه ای که برخی بابت آن به راه انداختند و آن را در زمره ی بوق های تبلیغاتی آن چنانی برشمردند؛ بلکه به دلیل به نمایش گذاشتن تصویری از یک آدم از دست رفته و یک آدم دیگری که می کوشد در سایه ی برهنه شدن از پوشش ، از ویژگی های پسندیده ی انسانی برهنه و عور نشود !

« کشتی گیر » نمونه ای از آدمیانی ست که دل به شور و غوغا و هیاهوی تماشاگران دل می بازند و بدان وسواس و اجبار و اعتیاد ( وابستگی ) پیدا می کنند.

برای دست یافتن به معنا و مفهوم انسانی فیلم باید ناسیونالیزم دو آتیشه و نامنطقی را کنار گذاشت و از قضیه ی آن کشتی گیر عرب خوزستانی ، که با همین هیبت و شمایل بارها و بارها در مسابقه های کشتی کچ به میدان رفته و می رود و هر بار در این نمایش های از پیش تعیین شده موجب هتک حرمت پرچم رسمی جمهوری اسلامی ایران می شود ، آن سو تر نگریست.

« کشتی گیر » داستان زندگی همه ی قهرمانانی ست که زندگی شان را تنها و تنها با در کنار مردمان زیستن می دانند و خود را بی تماشاگر کالبدی مرده بیش نمی دانند.

قصه ی « کشتی گیر » ، قصه ی پوریای ولی ، غلامرضا تختی ، محمدعلی فردین ، قمرالملوک وزیری ، هایده ، سوسن و ... است. قهرمان بی هوادار ، بی هیاهو ، مرده است. آن چنان که نویسنده و شاعر ، بی مخاطب !

« کشتی گیر » داستان همه ی سودا زدگانی ست که زندگی شان با هیاهو ، فراز می یابد و درد و رنج و اندوه شان در همان هیاهو گم می شود. 

« پاداش مداری » را پروردگار در سرشت آدمی آفریده است. آن گاه که پاداش مداری آدمی با پاداش هیاهو و غوغای تماشاگران ارضا شده و این پدیده استمرار یابد ، آن هنگام است که وابستگی ( اعتیاد ) آدمی به راضی و خشنود شدن دیگران آغاز شده و آدمی در گرداب نابودی فرو افتاده است.

« کشتی گیر » فیلمی ست که یک بار دیدنش کافی ست؛ نه از آن جهت که فیلم بدی ست ، که بدان دلیل که فیلمی ست که در ذهن تان می نشیند ، فرو می رود و هرگز فراموش نخواهد شد.

در نوجوانی از « راکی ۱ و ۲ و ۳ » خوشم آمد. 

این بار در آغاز میان سالگی ، « کشتی گیر » را بسیار بیش تر از آن ها پسندیدم.

« کشتی گیر » را ببینید که سخت عبرت آموز است ......

+ مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin نوشته شده در  بیست و پنجم اردیبهشت 1388ساعت 2:10  توسط دکتر بهنام اوحدی  | 

 

هنوز وبلاگ هایم در ایران از دم فیلتر هستند. به کدامین گناه ناکرده نمی دانم !

بیش از یازده سال است که به سنگر ساختن در برابر آسیب های روانی - اجتماعی مشغول هستم. در همه ی این دوران کوشش همیشگی داشته ام که در نقد اجتماع در حال گذارمان ، از ره انصاف و منطق فرو نیفتم و خودپرسش گری ای سالم و هدف مند را ارائه نمایم.

در ایران بیشتر مردمان به زندگی شخصی و خصوصی می پردازند و دغدغه های اجتماعی آن چنانی ندارند؛ شاهد آن هم این واقعیت چشم نواز که شتاب رشد و گسترش « فیس بوک » ، « اورکات » ، « یاهو سی صد و شصت » و مانند آن بسیار فراتر از وبلاگ نویسی حرفه ای و پی گیرانه بوده و هست.

باقی آدمیان بیشتر به فرهنگ و هنر و اندیشه و برخی به سیاست روی می آورند. در این میان کمترین رویکرد به آسیب های اجتماعی و پیشگیری و درمان آن هاست. آسیب های روانی - جنسی ( سایکوسکشوال ) مظلوم ترین عرصه است.

بیش از یازده سال است که درگیر و کنش گر این مظلوم ترین عرصه هستم. تا می شد و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی مجوز انتشار به کتاب های دانش مدارانه ی جنسی - زناشویی می داد ، کتاب تالیف و ترجمه و منتشر نمودم و آن گاه که با آمدن دولت احمدی نژاد این امکان از دست رفت ، به وبلاگ نویسی روی آوردم و « آموزش روان پزشکی ، روان شناسی و سکسولوژی به بیان ساده برای همگان » - صد البته بر پایه و متناسب با ویژگی های فرهنگی ، سیاسی و مذهبی اجتماع در حال گذارمان - را در فضای اینترنت پی گرفتم.

دو هفته است که این امکان از من گرفته شده است. اما در همین حال ، دست آنان که به رشد و گسترش فساد و انحرافات جنسی می پردازند و فرهنگ و بهداشت و سلامت روانی - جنسی - اجتماعی ما ایرانیان را مورد یورش قرار می دهند ، باز است. در عمل ، امکان کنترل کافی مروجان فساد وجود ندارد. اینترنت را ببندند ، کانال های سکسی ماهواره باز است و آن هم بسته شود ، اس ام اس و ام ام اس و بلوتوث فراهم است !!

انگار از دیوار من کوتاه تر پیدا نشده.

برخی دلداری می دهند که در آستانه ی انتخاباتیم. دولت نهم نگران و هراسان دوباره برگزیده نشدن است و تاب هیچ گونه انتقاد نسبت به سیاست های اشتباه فرهنگی ، اجتماعی ، اقتصادی ، سیاسی و ..... اش را ندارد. اگر واقعن این گونه باشد ، باید به حال راهبردگزینان چنین دولتی صمیمانه گریست !!!

انتقاد شرط رشد است. هر آدم و یا نهاد نقدناپذیر ره به کژراهه می رود و فرجام نیکی در پیش رو نخواهد داشت. نقدناپذیری و خودمحوری آغاز شکست و نابودی ست.......

       

+ مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin نوشته شده در  بیست و چهارم اردیبهشت 1388ساعت 7:18  توسط دکتر بهنام اوحدی  | 

 

شتاب بخشیدن به درمان با سینما – بخش پانزدهم

 

هیولایی به نام روان پزشک !

 

دکتر بهنام اوحدی*

 

www.iranbod.com

 

تاکنون هر آن چه گفتیم از سودمندی سینما در شتاب بخشیدن به روند روان درمانی ، چه در سویه ی روان کاوانه ( تحلیلی : سایکوداینامیک ) و چه در شیوه ی شناختی – رفتاری ، بوده است؛ اما به واقع تماشای فرآورده های سینمایی و تلویزیونی همواره به فرجامی خوشایند نمی انجامد. سینما آن هنگام می تواند شتاب دهنده ( کاتالیزور ) و آسان کننده ی درمان باشد ، که از سوی روان درمانگر و مشاور آشنا به درمان و نیز سینما انجام شود. در فیلم درمانی ، آن چه که اهمیت نخستین و بنیادین دارد ، بیش از همه  فهم پذیر سازی ( کانسپچوالیزیشن ) و جمع بندی ( فرمولاسیون ) بیمار در روان درمانی و مراجع در مشاوره است. و این کاری تخصصی ست که تنها از روان پزشک ، روان شناس ، روان پرستار ، مشاور  و مددکاری بر می آید که در زمینه ی روان درمانی و مشاوره ، دوره های تخصصی لازم را زیر نظر استادان و پیش کسوتان روان درمانی شناختی – رفتاری و یا تحلیلی ( روان کاوانه ) و دست کم مشاوره گذرانده باشد.

چنان چه فردی بدون  درک و دانایی لازم در زمینه ی فهم پذیر سازی ( کانسپچوالیزیشن ) و جمع بندی ( فرمولاسیون ) بیمار و مراجع و هم چنین بدون آشنایی و توانمندی کافی در شناخت فیلم های سینمایی و نقدهای تخصصی انجام شده بر هر یک از آن ها ، پا به عرصه ی فیلم ( سینما ) درمانی بگذارد ، به آسانی می تواند بیماران و مراجعان را درگیر فرآیند شناختی – تحلیلی - رفتاری ای کند که نه تنها به دستاورد نیکو و خوشایندی نمی انجامد ، که می تواند حتا پیامدهای ناگوار و جبران ناپذیر نیز داشته باشد.

سینما همواره برای روان پزشکی و روان شناسی با پیامدهای گوارا همراه نبوده است؛ صنعت « سینمای وحشت ( هراس ناک ) » و صنعت « سینمای هرزه نگارانه ( پورنوگرافیک ) » از جمله نمونه های آسیب رسان و ناگوار هستند که در نیم سده ی اخیر جوامع آدمیان را در سراسر این گوی گردان مورد تاخت و تاز بی رحمانه ی خود قرار داده و زندگی بسیاری از مردمان را در دهه های گوناگون زندگی با رنج و درد همراه ساخته اند. شاید بدین نکته باید بیش از این پرداخت ؛ چرا که سال هاست که بیماران روان رنجور و مراجعان گرفتار و سرگردان خو گرفته اند که اندازه ی پیام رسان ها و افیون های درون زاد عصبی مغز و نخاع خود را با فرآورده های به ظاهر دلنشین و گیرای این دو صنعت بدفرجام افزایش داده و به تسکین و آرامش صد البته زودگذر برسند.

اما سینما فقط در این دو پهنه برای دانش روان پزشکی و روان شناسی ، ناگوار و بد فرجام نبوده است؛ فیلم های سینمایی بارها و بارها – به ویژه از دوران چیرگی روان درمانی تحلیلی ( روان کاوانه ) به روان کاوی ، روان شناسی ، روان پزشکی و مشاوره تاخته است. نمونه ی سترگ و ماندگار آن ، فیلم « پرواز بر فراز آشیانه ی فاخته ( در میهن ما : دیوانه از قفس پرید ! ) » با بازی فراموش ناشدنی جک نیکلسون است که بدان انجامید که درمانی ایمن و در مواردی بسیار سودمند ، به دلیل ظاهر ناخوشایند آن در برخی از ایالت های آمریکا از دست برود. پیامد نمایش گسترده ی این فیلم در سینماها و جایزه های گوناگونی که در جشنواره ها از آن خود نمود ، این بود که انجام « الکترو شوک درمانی ( ECT ) » که بهترین و شتابان درمان برای « برخی و تنها برخی » از بیماران درگیر دوره های حاد ، شدید و فراز یافته ی افسردگی و شیدایی روان پریشانه ( سایکوتیک ) و نیز اسکیزو فرنی و اسکیزوافکتیو بوده و هست ، در شماری از ایالت های آمریکا به کلی کنار گذاشته شود. آیا نمایش نماهای ناگوار از الکتروشوک درمانی در فیلم میهنی « بوتیک » بر پایه ی چنین خواست و رویکرد اقتباسی نبوده است ؟     

این در حالی ست که الکتروشوک درمانی ، زیر نظر روان پزشک با پیش چشم قرار دادن ضرورت ( اندیکاسیون ) های لازم انجام می شود و شاید برای خوانندگان شگفت آور باشد که یکی از سالم ترین و ایمن ترین درمان ها – به ویژه برای زنان باردار و کهن سالان افسرده ، شیدا و روان پریش – است.

فیلم های سینمایی هم چون « جلیقه ( ژاکت ) » ، « سکوت بره ها » ، « هانی بال » و .... از دیگر فیلم هایی بوده اند که روان پزشک و روان کاو را به چالش و ستیز و شاید کینه جویی کشیده و کوششی بی هوده برای کنار گذاشتن نه فقط روان پزشک ، که روان شناس و مشاور از اجتماع آدمیان را در پیش گرفته اند. در سال های اخیر « دکتر هانی بال لکتر » در قد و قواره ی « فرانکشتین » ای آدم نما ، دانش مدار و هیولا منش برای مخاطبان سینما رشد و پرورش داده شده است. دراکولای خون آشام این بار از دانشکده ی پزشکی و بیمارستان روان پزشکی بر می خیزد تا در سلول های زیرزمینی اش شما را در شکنجه ی روانی و خورده شدن پیکری میزبان و پذیرا باشد !

بی گمان ، چنان چه این فیلم ها در پی سده های تاریکی پیش از رنسانس ( قرون وسطا ) ساخته می شد ، « هانی بال لکتر » به جای روان پزشک ، اسقف و کشیشی به جا و بزرگوار می بود. آن چنان که شاید هیولاهای آدم نمای دهه های پیش رو ، متخصصان نانوتکنولوژی و فضایی باشند. به آسانی و انصاف می توان فرآورده های این گونه هیولاهای هنوز به نمایش سپرده نشده را در فیلم هایی همانند « جنگ های ستاره ای ( در ایران : جنگ ستارگان ) » ، « هوش مصنوعی » ، « ماتریکس » و ..... به یاد آورد !!

در ایران ما نیز روان شناس و روان پزشک در فیلم های گوناگونی مورد تاخت و تاز قرار گرقته است؛ « صمد و فولادزره ی دیو » از جمله ی این گونه فیلم هاست که در آن روان پزشک و بیمارستان روان پزشکی به ریشخند گرفته می شود. در مواردی سازندگان و نویسندگان این گونه فیلم ها و نمایش ها ، از جمله ی مراجعان و بیماران روان شناسان و روان پزشکان بوده اند. هر چند که روان پزشکان چنین خو گرفته اند که گزافه آمیز در برابر شوخی های لطیف و محترمانه جبهه نگیرند.

آیا راهبرد من و برخی از همکارانم در « آموزش روان پزشکی و روان شناسی با بیانی ساده برای همگان » ، بهترین و سودمندترین راه و چاره برای پایان بخشیدن به این ستیز و کینه توزی نیست ؟؟

       

*روان پزشک و درمانگر مشکلات جنسی ، زناشویی و خانوادگی

 

+ مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin نوشته شده در  بیست و سوم اردیبهشت 1388ساعت 1:53  توسط دکتر بهنام اوحدی 

 

 

آشنایی با شخصیت پرخاشگر – منفعل : بخش نخست

 

 

لج باز ، کارشکن و غرغرو

 

 

 

دکتر بهنام اوحدی*

 

 

 

www.iranbod.com

 

 

؛ بلغمي (پايداري و استواري بسيار)، سوداي (نوجويي و تازه خواهي سرشار)، دموي (وابستگي فراوان به پاداش) و صفراوي (پرهيز از آسيب بالا

 ویژگی افراد دچار اختلال شخصیت پرخاشگر – منفعل ( پسیو – اگرسیو ) عبارت است از : مانع تراشی و کار شکنی ، تعلل و مسامحه ، لج بازی و ناکارآمدی به گونه و شیوه ای پنهان کارانه.

این کردار بیان یک پرخاشگری بنیادین و زیر ساختاری است که به شیوه ای منفعلانه ابراز می شود. در DSM - IV - TR  ، این اختلال را به نام اختلال شخصیت منفی کار ( Negativistic ) نیز خوانده اند. نسبت جنسیتی ، الگوی خانوادگی و میزان شیوع این اختلال در اجتماع به اندازه ی کافی ارزیابی نشده است.

بیماران دچار اختلال شخصیت پرخاشگر - منفعل ( پسیو – اگرسیو ) به گونه ای چشمگیر اهل تعلل ، مسامحه و کار شکنی هستند. لازمه ها و پیش نیازهای دارا بودن کارکردی شایسته را بر نمی تابند. به کوچک ترین عذر و بهانه ای در کار خود تاخیر می کنند و درباره ی کردار کسانی که خود به آن ها وابسته اند ، عیب جویی می کنند و نق می زنند. در عین حال هیچ گاه هم دل شان نمی خواهد از شر این گونه روابط مبتنی بر وابستگی رها شوند. این ها جرات مندی و توانایی ابراز وجود ندارند و نیازها و خواسته های خود را رک و پوست کنده بیان نمی کنند. در این باره که دیگران چه انتظاری از آن ها دارند ، نمی توانند پرسش های لازم را بکنند. بنا بر این اگر وادار به انجام کاری شوند یا اگر دفاع معمول شان را که معطوف و متوجه ساختن خشم بر ضد خویش است ، از آن ها گرفته شود ، ممکن است مضطرب و دچار تشویش و دلشوره شوند.  

 بیمار دچار اختلال شخصیت پرخاشگر – منفعل )  پسیو – اگرسیو ) در روابط بین فردی کوشش می کند خود را در ایستار و جایگاه وابسته قرار دهد؛ اما دیگران اغلب این کردار منفعلانه و خودآزارانه ی او را گونه ای کیفر و فریب کاری بر ضد خودشان می بینند. بیمار انتظار دارد که دیگران جور او را بکشند و وظایف روزمره ی او را بر دوش بگیرند.

آدم دچار اختلال شخصیت پرخاشگر – منفعل از بس شکایت می کند که با او درست ، منصفانه و عادلانه برخورد نمی شود ، دوستان و درمانگرانش ممکن است خود را به سود او درگیر مشکلات و مسائلش سازند ، بلکه شاید اندکی از نق زدن ها و غر غر کردن های او کاسته شود !

روابط صمیمانه ی این گونه بیماران تقریبا هیچ گاه آرام یا شاد نیست. آن ها بیشتر به ناراحتی ها و دلخوری های خود توجه می کنند ، نه به آن چیزهایی که برای شان خشنودی و رضایت پدید می آورد. بنابراین ممکن است هیچ گاه خودشان هم نفهمند که برای خوش بودن و لذت بردن چه چیزهایی کم دارند. این گونه افراد به خود اطمینان ندارند و به آینده نیز به گونه ای بدبین هستند.

هر چند نیم رخ اختلال شخصیت پرخاشگر - منفعل ( پسیو – اگرسیو ) می تواند همانند اختلال شخصیت خودشیفته ( نارسی سیتیک ) باشد ، اما اختلال شخصیت پرخاشگر - منفعل می تواند بسیار شبیه به اختلال شخصیت نمایشگر ( هیستریونیک ) و مرزی – آشوب ناک ( بوردرلاین ) نمایان شود؛ از این رو لازم است که از این دو تشخیص داده و جدا شود. البته کردار افراد دچار اختلال شخصیت پرخاشگر - منفعل کمتر از رفتار بیماران دچار اختلال شخصیت های نمایشگر ( هیستریونیک ) و مرزی – آشوب ناک ( بوردرلاین ) ، پر زرق و برق ، نمایشی ، احساسی - هیجانی ( عاطفی ) ، متظاهرانه و همراه با پرخاشگری آشکار است. تشخیص و جدا نمودن افراد دچار اختلال شخصیت افسرده – منتقد ( دپرسیو ) و یا اختلالات خلقی همانند افسردگی ژرف ( ماژور ) ، افسرده خویی ( دیس تایمیا ) و نیز افزوده شدن این دو به یکدیگر ( افسردگی دوگانه ) از اختلال شخصیت پرخاشگر – منفعل ( پسیو – اگرسیو ) ممکن است در مواردی دشوار و نیازمند تیزبینی و نکته سنجی در طی زمان باشد.

باید دانست که این شخصیت ، چه در اندازه ی ویژگی ( تریت ) و چه در قواره ی یک اختلال جدی ، می تواند با دیگر ویژگی ها و اختلالات شخصیت آمیخته و همراه گردد.

 

  روان پزشک و درمانگر مشکلات جنسی ، زناشویی و خانوادگی *

 

+ مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin نوشته شده در  بیست و سوم اردیبهشت 1388ساعت 1:38  توسط دکتر بهنام اوحدی